السيد محمد حسين الطهراني

362

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

منى الحياة . اليوم ماتت امّى فاطمة ، و أبى علىّ ، و أخى الحسن ! يا خليفة الماضى ، و ثمال الباقى ! ( برجست ، با سر برهنه ، درحالىكه دامنش به زمين مىكشيد ، به نزد پدرم خود را رسانيد ؛ و گفت : واى ازين مصيبت ! كاش مرگ مرا در كام خود مىگرفت ؛ و به زندگى من خاتمه داده بود . امروز مادرم فاطمه ، و پدرم علىّ ، و برادرم حسن از دنيا رفتند ! اى جانشين گذشتگان من ؛ و اى پناه و ياور بازماندگان من ! ) برادرش فرمود : يا اخيّة ! لا يذهبنّ بحلمك الشّيطان ! لو ترك القطا لنام . « 1 »

--> ( 1 ) در دمع السّجوم ص 117 گفته است : قطا مرغى است كه نام او به فارسى اسفرود است . و به تركى باقرقره ، و معروف به سنگ خوار است براى آنكه در سنگستانها بسيار مىباشد نه آنكه راستى سنگ خورد انتهى و در برهان قاطع گفته است : قطاه بضمّ أوّل و ثانى بألف كشيده و به تا زده بلغت رومى مرغيست كه آن را به فارسى سنگ‌خوارك گويند ، و در عربى كفل اسب را گويند كه جاى سوار شدن رديف است ؛ و در لغت‌نامهء دهخدا گويد : قطاء مرغى است كه به فارسى آن را سنگخوار گويند و گويند كه آواز كردن قطا در بيابان مسافران را دليل باشد كه : در اينجا آبست ( آنندراج ) و در جامع الشّواهد در بيت عبّاس بن أخف : بكيت إلى سرب القطا إذ مرون بى فقلت و مثلى بالبكاء جدير أسرب القطا هل من يعير جناحه لعلّى إلى من قد هويت أطير . گفته است : القطا كعصا جمع قطاة با قاف و طاء مطه و تاء فتنّاة مثل قناة طائرى است معروف . أمّا ميدانى در مجمع الأمثال ج 2 ص 174 در تحت شمارهء 323 گويد : لو ترك القطا لنام ليلا مثالى است ؛ و أصل آن راجع به عمرو بن مامة بوده است كه بر قومى از قبيله مراد وارد شد ، و ايشان شبانه براى ديدار او آمدند ، و بدين جهت مرغان قطا را از اماكن و آشيانه‌هاى خود بپراكندند . زن عمرو بن مامة چون ديد ، مرغان قطا در شب به پرواز آمده‌اند ، به شوهر خود ، نهيب زد ، و او را مؤاخذه نمود ، شوهرش گفت : أنّما هى القطا ( اينها فقط مرغان قطا هستند ) زن گفت : لو ترك القطا لنام ليلا ( اگر آنها را وامىگذاردند در شب مىآرميدند ) و اين را مثل مىزنند براى كسى كه بدون اراده و اختيارش ، او را بر كارى كه خوشايندش نيست ، إكراها و إجبارا وادار مىكنند . انتهى در لغت‌نامهء روين عربى به عربى دربارهء قطر ، گفته است : القطا : جنس طير من فصيلة الجونيّات ( و در مادهء جون گفته است : الجونىّ : نوعى است و از قطا كه شكم و بالهايش ، سياه است و جمع آن جون است ) و سپس گفته است : واحد آن قطاة است و أنواع آن بسيار است . و همگى شبيه به كبوتر هستند ؛ و در هدايت به آن مثل مىزنند : و الناس أهدى فى القبيح من القطا و أضلّ فى الحسنى من الغربان و شكل آن را شبيه به كبوتر آورده است .